تبليغاتX
اخرین ارزو


 


اخرین ارزو

تو از میان تمام اینها تنها دل را بردی....




 


 

چند جمله ی ساده و بعد...

تمام!

به همین سادگی

بی خداحافظ...

.

.

.

هنوز کسی "عزیزم" خطابت میکند؟

کسی به نام میخواندت؟

هنوز چشم هایت فانوسند توی تاریکی؟

.

.

.

همیشه بوده ای

همیشه بیصدا

همیشه سکوت

.

.

.

انتظار کدام بهار را میکشم؟

کدام بازگشت را منتظرم؟

نمیدانم!

.

.

.

"هنوز"

"همیشه"

در تقابل بودند این دو که وقتی در جواب "دوستم داری هنوز؟"هایت گفتم "همیشه"    تو....؟!

.

.

.

کجای این یلدای انتظار ایستاده ای که پیدایت نمیکنم؟

مگر چشم هایت "همیشه" فانوس نبودند؟

مگر نیستند"هنوز"؟

چشم هایت را بگشا

بگذار پیدایت کنم

.

.

.

گل های افتابگردان میدانند به کدام سو نگاه کنند؟

نمیدانند!

.

.

.

نمیگویم بیا

نمیگویم بمان

بگذار پیدایت کنم

.

.

.

بوسه ی وداع را ندارم!

گرمای اغوشی شاید...

شاید اشک داغی

نگاهی که بوی مهربانی میدهد... یا نمیدهد!!

شاید هیچ!!

شاید...

.

.

.

وهم بود یا نبود؟!

این جا ایستاده بودی

با لبخند

درخشان

مثل "همیشه"

قلب داشتی...یا نداشتی؟؟

.

.

.

پشت پرده های گریه سر بدزد تا...

راستی هنوز اشک میریزی؟

هنوز یادت هست وادی گریه کجاست؟

نیست!

اگر بود دلت هوای "بیا منو ببر نوازشم کن" میکرد

دلم اغوش بی دغدغه میخواد...

.

.

.

چند جمله ی ساده و بعد....

دیگر هیچ چیز نبود

 

 

 

 


نویسنده: پروانه پوش
ساعت: 12:4
تاریخ: سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388
 
 

 بر باد رفته

 

 

انچه سپردی به باد حسرت تمام دار و ندار ما بود...


نویسنده: پروانه پوش
ساعت: 13:37
تاریخ: پنجشنبه یکم مرداد 1388
 
 

 شب و روز من!

میگویم

صبح که با یک شاخه گل سرخ بیاید

وانمود میکنم که هیچ دلتنگ نبوده ام

صبح که میشود

میگویم

شب با یک چمدان بزرگ میاید

و دیگر نمیرود...


نویسنده: پروانه پوش
ساعت: 11:28
تاریخ: پنجشنبه یازدهم تیر 1388
 
 

 دارم دعا میکنم...

 

 

دارم دعا میکنم!

دعا میکنم که کودکان تقویم های نیامده

نام خفاش و خورشید را در کنار هم بنویسند!

دعا میکنم که صدای سرخ سنگ انداز

در چار چوب بال هیچ چکاوکی شنیده نشود!

دعا میکنم که هیچ دیواری چشم در راه پگاه پنجره نماند!

دعا میکنم که هیچ اسمانی

از سقوط حواصیل ها ترانه نخواند!

دعا میکنم که مهربانی باد

برگ برک حکایت ما را

به نشانی سبز ستاره ها برساند!

دعا میکنم که بیایی!

بیایی و بر خاک این بغض ناپایدار

بذز بوسه و بهار و باد بادک بپاشی!

دارم دعا میکنم...


نویسنده: پروانه پوش
ساعت: 13:1
تاریخ: یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388
 
 

 گاه و بی گاه...!

 

 

 خوابم میاید ....

اما

باید به اندازه ی گریه ای کوتاه هم که شده

به تو بیندیشم!

بی گلایه و گریه که نمیتوان

به دیدار دیار دور رویا رفت!

شاید نگاه گرم تو

در لا به لای این همه رویا

یا در خیال این همه خمیازه گم شده باشد!

چه کنم مهربان؟

باید بیابمت!

به این گریه های گاه و بیگاه بالش و بستر

خو کرده ام دیگر!

 


نویسنده: پروانه پوش
ساعت: 15:2
تاریخ: یکشنبه یازدهم اسفند 1387
 
 

 در برودت این حیرت...

 

همیشه

به انتهای جاده که می رسم

صدای ساده ی فروغ از نهایت شب را می شنوم!

صدای غروب غزال ها را!

صدای بوق بوق نبودن تو در تلفن...

آرام تر که شدم

شعری از دفاتر دریا می خوانم

و به انعکاس صدایم در آیینه ی اتاق

خیره می شوم!

در برودت این همه حیرت

کجا مانده ای آخر؟


نویسنده: پروانه پوش
ساعت: 19:1
تاریخ: دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387
 
 

 بیا...!

 

 

التماست نمیکنم.....

هرگز گمان نکن که این واژه را

در وادی آواز هایم خواهی شنید

تنها می نویسم "بیا...!"

بیا و لحظه ای کنار فانوس نفس هایم آرام بگیر

بیا و امشب را

بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش

 مگر چه میشود؟

چه میشود اگر یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم؟!

مگر چه میشود؟

ها؟!


نویسنده: پروانه پوش
ساعت: 19:36
تاریخ: چهارشنبه سی ام مرداد 1387
 
 

 دیدار...

 

 

 

می دانم

حالا سالهاست که ديگر هيچ نامه‌ای به مقصد نمی‌رسد

حالا بعد از آن همه سال، آن همه دوری
آن همه صبوری
من ديدم از همان سرِ‌ صبحِ آسوده
هی بوی بال کبوتر و
نایِ تازه‌ی نعنای نورسيده می‌آيد
پس بگو قرار بود که تو بيايی و ... من نمی‌دانستم!
دردت به جانِ بی‌قرارِ پُر گريه‌ام
پس اين همه سال و ماهِ ساکتِ من کجا بودی؟


حالا که آمدی
حرفِ ما بسيار،
وقتِ ما اندک،
آسمان هم که بارانی‌ست ...!


نویسنده: پروانه پوش
ساعت: 10:16
تاریخ: شنبه هشتم تیر 1387
 
 

 بمان که رفتنت رفتن رویاست....

 نرو....

چشماتو میبوسم! بمون!

من بی تومی پوسم !بمون!

دستاتو میگیرم !بمون!

من بی تو میمیرم !بمون!

زخم سکوتو چاره باش!

تولد دو باره باش !

گلپوش کن آینه رو!

بشکن غم دیرینه رو!

پایان جشن گریه شو!

چشماتو میبوسم نرو!

ستاره ها رو خط نزن!

بیا تا کهکشون شدن!

شب حبسه تو چشمای تو!

من بی تو میپوسم نرو!

راهم بده به آسمون!

بی من نرو!با من بمون!

بعده تو پر نمیزنه!

این کفتر بی آشیون!

پیشم بمون!

پیشم بمون.....

 


نویسنده: پروانه پوش
ساعت: 16:31
تاریخ: سه شنبه دهم اردیبهشت 1387
 
 

 عید....

 

 

 بهار امده است...کجایی پرستوی پر و بال شکسته ام ؟!

مگر نه اینکه بوی بهار همه ی پرستو ها را به رجعت دوباره فرا میخواند؟پس کجایی؟

مرهمی از بوی شکوفه های گیلاس ساخته ام تا مرهم بال های شکسته از غمت کنم

 پس چرا هر چه صدایت میکنم نمیایی؟

باغ سکوتم هوای بهار حضورت را کرده پس این فروردین کی می اید اخر؟

کی می ایی که جوانه های اشتیاق باز هم روی شاخه ها پر شود.؟!

کی می ایی که باز شکوفه کنم...میوه بدهم...کی میایی پرستویم؟

پرستوی  کوچک که در قلبم اشیان داری .اگر این بهار هم نیایی.....پس کدام بهار می ایی؟

اخر کدام جاده مرا به تو میرساند؟

با سکوت شب های تنهایی         سادگی گریه های شبانه          سر گشتگی تنهایی     

  ستاره باران بوسه ها               سپیدی صداقت         ستایش صبوری      .

 و بالا خره سوگند وفاداریمان را سر  سفره ی انتظار گذاشته ام و برایت هفت سین خاطره چیده ام

دعای تحویل سال را تنها بخوانم ؟

باز هم بی جوابم مثل همه ی بهار های گذشته..... 

به بهار سپرده ام که و وقتی رسید در گوشت زمزمه کند :

عیدت مبارک ........عیدت مبارک !!!

 


نویسنده: پروانه پوش
ساعت: 22:28
تاریخ: سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386
 
 

Home :: Email

- --- ---- -- - ----- --- -- --- ---- -- - ----- --- -- --- ---- -- - ----- --- -
About  Me

لبریز شوق پرواز بودی...پر از حس پریدن!لیک مرا بال و پر رواز نبود.پس پروانه پوشیدم!پروانه پوش تو شدم.ولی زود زود دیر دیر شده بود...پریده بودی و من ماندم و تن پوش بال و پر پروانه های رنگ رنگ...
دیر شده بود...برای رسیدن به تو...برای پرواز...برای فرار از اتش!اری...اتش!اتش دلتنگی از درونم شروع شد و سوزاند و سوزاند و سوزاندووو
حالا...انچه بر جای مانده پروانه پوشیست با درونی پر از هیچ!

 

- --- ---- -- - ----- --- -- --- ---- -- - ----- --- -- --- ---- -- - ----- --- -
A r c h i v e

مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
آبان 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386

- --- ---- -- - ----- --- -- --- ---- -- - ----- --- -- --- ---- -- - ----- --- -
L i n k s

دختر دبیرستانی
شعر اگر دیگر به دل ننشست...
یه دخمل مرهبوووووووووووون
دنیای مه گرفته
به شکوه عشق
شبنم یخ زده
رهگذر کوچه های غریب عاشقی
انتها
شونه تو هدیه بده به گریه های بی صدام
صفحه ی اخر(نگار جون)
خیلی نامردی
اندوه اشعار
پرستوی مهاجر
love stried
* (`'•.¸ღلحظه های بی کسیمღ¸.• '´)*
دلسوخته عاشق
آموزش گیتار کلاسیک.فلامنکو.پاپ
دنیای قلم
همون دیوونه همیشگی
آسمان عشق زیباست...
خانه ای ساخته شده از کلمه
عاشقانه ترین حرفها و عکسها
▪•● DaRk NiGhTs WiTh Out yOu ●•▪
دســــــــــت ســـرد سرنوشـــــــــــــت
•*¨ღ♥NiloOღ♥ღ¸.•*

- --- ---- -- - ----- --- -- --- ---- -- - ----- --- -- --- ---- -- - ----- --- -
قالب از نازنین

Www.Naazanin.coM
 

کد آهنگ ميخواي؟؟

اسم دختر اسم پسر